ارسال شد توسط : آقای آخر در تاريخ بهمن ۹م, ۱۳۸۸
- نظرات [بدون دیدگاه]
میدونی طاقت جدایی رو ندارم میخوامکه نری تو از کنارم
ازت زیاد خاطره دارم میخوام اسم تو من نفس بذارم
ازتو بگم در سایه سارم هر جابری من دوستت میدارم
از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون
که خیس میشد تمامسرا پامون شبا همش من خواب تو را می بینم
بین هفت تا آسمون رو زمینم میدونی طاقت جدایی روندارم
با تو مثل صد تا بهارم
اظهار نظر در مورد مطلب فوق
عبارت مورد نظر خود را وارد کنید !
