ارسال شد توسط : آقای آخر در تاريخ بهمن ۹م, ۱۳۸۸ - نظرات [بدون دیدگاه] 

من رانده ز میخانه ام از من بگریزید
 
دردی کش دیوانه ام از من بگریزید
 
در دست قضا جان به لب و دیوانه می ناب
 
سر گشته چو پیمانه ام از من بگریزید
 
ان شمع خوارم که ره انجمنم نیست
 
مهجور ز پروانه ام از من بگریزید
 
دیوانه زنجیر عشق محالم
 
افسونی افسانه ام از من بگریزید



اظهار نظر در مورد مطلب فوق

پاسخی بنویسید




Copyright © 2009 Shz.iR. All rights reserved  . Farshid Mahmoudi